بعد از دوم خرداد 76 برخی ها با کج فهمی، و برخی دیگر با سو استفاده از موقعیت کشور و سو استفاده های گوناگون اجتماعی و سیاسی رای به آزادی بیان و اندیشه را با رای به برهنگی اشتباه گرفتند سیاست مداران هم فراموش کردندکه از آزادی چه می خواهند بعضی عوام و خواص با شیطنت های خاص آمدند و برهنگی و بی حجابی را یکی از ارکان آزادی معرفی کردند تا در این شرایط اندیشه های ضد دینی خود را در کشور رواج دهند کم کم هم به خواسته خود رسیدند.

تحلیل این نوع اندیشه ها و نگرش ها را به عهده متخصصان در امر دین و سیاست و فرهنگ می گذاریم، بدون توجه به دست آوردهای دولت اصلاحات و نقطه ضعف و قدرت شان باید به این نکته توجه کرد که اینک ۱۴سال از شروع به کار دولت اصلاح طلب گذشته است از1۴سال پیش تاکنون بحث بدحجابی مطرح بوده، چرا امروز صدای ما درآمده است؟ مگر ما ۱۴سال پیش مسلمان نبودیم؟یا حکومت ما جمهوری اسلامی نبوده؟به فراخور هر زمان جامعه دچار مشکلاتی می شود آیا امروز مشکل اصلی ما بدحجابی است؟ آیا مشکل بد حجابی صرفا یک مسئله دینیست؟ یا باید درمسائل فرهنگیمان هم کند کاوی بکنیم ؟ چه کسی متولی فرهنگ یک جامعه است ؟ آیا فرهنگ یک جامعه یک بحث وراثتی است یا محیطی؟ چند درصد بی حجابی به بحث دین و چند درصد آن به ابعاد روانشناختی و جامعه شناسی یک ملت بر میگردد؟ اگر درغرب حجابی نیست و یا کم رنگ است چرا آسیب های اجتماعی در کشور ما که اغلب با آموزه های دینی قوی رشد کرده ایم  بیشتر است؟به جرات می توان گفت که بسیاری از افراد هم که به نام بدحجاب از آنها یاد می شود خود نیز چندان موافق بد حجابی نیستند و متاسفانه اکثر آنها هنجار و ارزش غالب بر جامعه را اینچنین دیده اند و ناخواسته برای عقب نماندن از جامعه این راه را انتخاب کرده اند تا دیگران فکر نکنند که آنها عقب مانده اجتماعی هستند. اگر تا دیروز حجاب هنجار بوده امروز ناهنجاری جلوه داده شده و موجب گردیده تا قشر جوان و نوجوان  برای عقب نماندن از جامعه ایدال ،بدحجابی را انتخاب کنند.عوامل زیادی در گرایش به بدحجابی در کشور ما وجود دارد ازقبیل:

 -آموزش غلط در تمام سطوح از لحاظ( دینی ،فرهنگی اجتماعی) در مدرسه ودانشگاه وحتی خانواده 

 -نداشتن یک الگوی صحیح برای رشد و آینده فرزندان از خرد سالی تا جوانی

-عدم شناسایی نیازها ی فرزندان

-توجه بیش ازحد به شخصیت ها و الگو های رسانه ای مانند فوتبالیست ها ،بازیگران و دیگر افرادی که با وضعیت خاص درجامعه مطرح هستند.

-بی توجهی به هویت دینی و فرهنگی جامعه ای که درآن زندگی می کنیم

-عدم توجه دولت به نیازهای امروز قشر جوان و آسیب پذیر در برابر خرده فرهنگ های غیر بومی و خارجی که مهمترین عامل این اتفاق است.

امروز علم کردن بد حجابی از جانب سیاتگذاران سرپوش گذاشتن به کم کاری های اقتصادی ،فرهنگی  دینی، اجتماعی و خیلی چیزهای دیگر است .

 در اینجا چند سوال مطرح است که تامل کردن در باب آنها خالی از لطف نیست.

آیا بیکاری معظلی کوچکتر از بدحجابی است؟

آیا بد حجابی خانمان سوز تر از اعتیاد فراگیر در تمام سطوح جامعه است؟

آیا با تورم و گرانی می شود سطح بد حجابی را درجامعه پایین آورد ؟

آیا بها دادن به مسائل فرهنگی و هنری و تفریحی یا ورزشی هم باعث کاهش آسیب های اجتماعی می شود؟

فراهم کردن موقعیت های ازدواج جوانان چند درصد باعث کاهش تحریک پذیری جوانان و نوجوانان به بد حجابی می شود؟

آیا تمامی اعضای خانواده مسئولان رده بالای جامعه با حجابند؟

آیا افراد محجبه در جامعه دارای امتیاز های ویژهای هستند ؟

آیا مافیا فقط اقتصادی یا نظامی هستند و یا می شود از طراحان دوخت لباسهای آنچنانی رایج در جامعه به عنوان مافیای فرهنگی نام برد؟

آیا بدحجابی یک سرگرمی سیاسی است؟

و صدها سوال دیگر پس نتیجه می گیریم که عوامل مهمتری هم در جامعه وجود دارند در عین حال که ملموس و قابل لمسند ولی توجه ویژه ای برای مرتفع کردنشان نمی شود که بی شک با حل برخی از آنها بسیاری از مشکلات از قبیل بد حجابی و...نه تنها حل می شوند بلکه به وجود هم نمی آیند.