بسم اله الرحمن الرحیم
رب الشرح لی صدری و یسرلی امری وحلل عقدتا من لسانی یفقهو قولی
بی شک هر انسانی در طول زندگی خود دارای اندیشه هاییست خام یا پخته ، و گاها در صدد ابراز آنها است اما وقتی که یک فکر ابراز می شود ممکن است ابعاد مختلفی داشته باشد که یک قسم آن شر یا خیر بودن است، ما مسلمانان به استناد فروع دین خود یعنی امر به معروف و نهی از منکر (در صورت صحت و سلامت اندیشه خود) باید آن را بروز بدهیم و با عنایت به حدیث امام حسین (ع )مبنی بر اینکه دوست تو ، تو را باز می دارد و دشمن تو، تو را وا می دارد ، باید این فریضه دینی را عملی کنیم که آن امام همام نیز در راه امر به معروف و نهی از منکر جان خود را در طبق اخلاص گذاشت و در راه اصلاح نابسامانی ها و بدعتها ی امت پیامبر در صحنه جهاد جان و خانواده خود را فدا نمود و اگر ما نیز مدعی مسلمانی و پیرو امامت هستیم نباید در این راه دریغ نماییم .
و اما بعد طی توصیه نامه ای که برای حاج منصور رحمانی دوست و برادر عزیزم که به تازگی منصب مدیریت اداره ارشاد تاکستان را بر عهده گرفته است به استناد آیه شریفه «كُلُّكُمْ راعٍ، وَ كُلُّكُمْ مَسْؤُولٌ عَنْ رَعِيَّتِهِ.» (هر كدام از شما مسئول هستيد و درباره ى افرادى كه به سخن شما گوش مى دهند بازخواست خواهيد شد). با این تفکر كه هر كدام از اهل ايمان در رابطه با آن چه مى داند، حتی اگر يك كلمه باشد، بايد مُعلِّم ديگران باشد در صدد نگاشتن آن متن برآمدم.
بند بند نامه از بازخورد اشتباهات مدیران سطح جامعه بود که در طی سالیان سال اتفاق افتاده بود و در زبان عامه مردم جاری و موجب نارضایتی مردم از مدیران سطح کشور شده بود.
با توجه به بیانات مقام معظم رهبری در رابطه با مبارزه جوانان در برابر شبیخون فرهنگی و حضور بسیجیان و دانشجویان در مباحث آزاد اندیشی من هم به نوبه خود به عنوان یک سرباز کوچک رهبری که در مسیر فرهنگی حرکت می کنم بر خود واجب دانستم تا امر فرمانده و آقای خود را عملی نمایم و شکوایات عامه مردم را به دوست و برادر گرامی حاج منصور رحمانی ارجاع دهم تا هم تکلیف خود را انجام داده و هم به عنوان یک دلسوز فرهنگی یکی از ابعاد تهاجم فرهنگی که همان ضعف مدیریت فرهنگی است را به ایشان تذکر دهم تا در آینده چنین اتفاقاتی کمتر رخ دهد . متاسفانه این امر در آن مقطع زمانی دستخوش ندانم کاری و اشتباه خودم گردید و موجب شد تا عده ای از این جریان به نفع خود بهره برداری نمایند و اصل موضوع آنچه که بود را به صورت وارونه جلوه دهند و افراد سود جو و بیمار با دروغ پراکنی و شایعه سازی در صدد اختلاف افکنی بین من و مدیریت قبلی ارشاد شدند در حالی که من و ایشان طی رفاقت و معلم و شاگردی که از سال 78 تاکنون با هم دیگر داریم و گاها در برخی مسائل نیز باهم اختلاف نظر داشتیم (که امری عادیست) اما هیچ گاه منجر به بی احترامی نشده وی نیزمی دانند که همیشه شخصیت حقیقی ایشان برای من محترم بوده و هست.
اولین آشنایی من با آقای حاج عین اله طاهرخانی در کسوت شاگردی در مدرسه بود که بعد از آنهم ایشان اولین استاد من در زمینه تئاتر و نمایش بود وی را همانند تمامی معلمانم صاحب حق می دانم، اما مدتی است که به دلیل سوء تفاهم وسوء برداشت از آن نامه که اغلب کار انسانهای غرض ورز و با اندیشه دشمنی و سوء استفاده بود کدورتی ناخواسته ایجاد شد و حتی به دروغ نام برخی از مسئولان شهر را نیز در این اتفاق وارد شد در حالی که هم من و هم خود آقای طاهرخانی رئیس قبلی ارشاد روحمان هم از این اتفاقات بی خبر بود و این افراد بیمار یک مسئله کوچک را طوری بروز داده بودند که انگار یک دعوای قبیله ای اتفاق افتاده است و می خواستند از آب گل آلود ماهی بگیرند که انشااله خداوند این افراد را هدایت کند، به جای این که درصدد حل این مشکل باشند به دلایلی آتش بیار معرکه شدند ، من در اینجا با انتشار این بیانه اولا از سوء تفاهم و سوء برداشت ایجاد شده برای هر شخص یا اشخاص عذر خواهی نموده و از راهنمایی های دلسوزانه افراد خیر خواه تشکر و ثانیا برای عده ای انسان غرض ورز که مستقیم و غیر مستقیم با دامن زدن به این اتفاق و دروغ پراکنی و شایعه سازی بی اساس موجبات کدورت را فراهم نمودند ابراز تاسف می نمایم و صد البته که خدا بر تمام امور آگاه است .
و در آخر
ما نگوئیم بد و میل به نا حق نکنیم جامه کس سیه و دلق خود ازرق نکنیم
گر بدی گفت حسودی و رفیقی رنجید گو تو خوش باش که ما گوش به احمق نکنیم