ترسم که اشک از غم ما پرده در شود                  وین راز سر به مهر به عالم سمر شود

باور اینکه دنیای دغدغه و نوشتن آن هم از نوع مجازیش صاحب هویت شود کمی برای ما مدعیان ...دشوار وغیر قابل باور است . جالب اینکه همه هم صنفان در هر وادی که به آن فکر کنی و وجود داشته باشد اغلب چشم دیدن آن یکی را ندارند یا مودبانه تر اینکه تحمل همدیگر را ندارند حداقل در ممالک ما هرچند که تمدن دیرینه ای داریم اما تحمل دیرینه ... کاش اینگونه نبود.

باز جای خوشحالیست ...

 ما که تعامل در دنیای وا قعی را به سختی می پذیریم باشد که در دنیای مجازی تجربه خوبی را کسب کنیم.

یادمان باشد کسی منتظر نوشته های ما نمی ماند مگر اینکه درد یا دغدغه ای از او در لابلای اندیشه های مطرح شده ما باشد . پذیرش نوشته های ساده و کم جان امروزی من و امسال من نه تنها کمکی به برون رفت از مشکلات نمی کند بلکه گاها دغدغه ساز هم خواهد شد که این هم بسیار پیش آمده اغلب هم در سایت قزوین امروز مشکلاتی از قبیل به هم پریدن های غیر اصولی و متاسفانه بی ادبانه همیشه دامن گیر برخی بوده و این دور از انصاف و ادب اندیشمندانه است . بسیار نیز شاهد این بوده ایم که به دلیل بی حرمتی به شخص یا اشخاصی از جانب یک نفر به دلیل غرضهای شخصی دیگر وبلاگ نویسان هم مورد بی مهری قرار گرفته اند طوری که دیگر اعتمادی به دنیای نقد مجازی وجود ندارد یا کمتر شده است.

همیشه در همه گرد هم نشستن های وبلاگ نویسی و یا جلسات فرهنگی هنری دوستان را به تحمل دعوت می کنم نه به تقوا بلکه در آن حد نیستم که کسی را به تقوا دعوت کنم هرچند که پایه تمام تحمل ها و تدبرها تقوا است اول الهی و بعد تقوای سیاسی، فرهنگی و... البته برای ما مدعیان قلم واندیشه

این روزها با گذاری جسته و گریخته به دنیای سیاست و سیاسی نویسی بیشتر شاهد دغدغه  های شخصی و حزبی افراد هستیم تا منافع و دغدغه عمومی مردم که به قول بعضی ها ولی نعمتان هستند که در عمل بعید می دانم !

اگر در این برحه درد ناک من و توی صاحب دغدغه و تریبون هرچند کوچک، اما فراگیر در سطح دنیا نتوانیم از آلام بشری چیزی کم کنیم  و حمایتی نه مالی و جانی، صرفا گفتاری و نوشتاری انجام بدهیم چه فرقی با دغدغه سازان داریم ؟

من برنامه ای ندارم اما پیشنهادم جز صلح دوستی و آرامش و حمایت از مردمی که دردشان هم رنگ وحتی گاها تیره تر از درد ما ودغدغه های ماست ندارم هیچ علاقه ای هم به حضور مستمر و رای آوردن در این مجمع ندارم اما خوشحالم که علیرضا خدابخش وامسال او انسانهای محترم و عظیم الروحی هستند که درد ها را تحمل می کنند تا جامعه مجازی استان و یا روشنفکری از پای درنیاید حتی قطره قطره وذره ذره به سوی رشد حرکت کند.همه  آنها را دوست دارم بالاخص علیرضای عزیز

برای روزهایی بهتر

شهرام طاهری